09190865935
0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف i بخش دوم

۱)پسوند  ide-:

تعریف (Definition) :

[in nouns] technical

A chemical substance made up of two or more elements

مثال (Example) به همراه معنی :

cyanide = a very strong poison : (شیمی) سیانید، سیانور (ترکیب سپید و بلورین و بسیار زهرین)

sulphide = a mixture of sulphur with another substance : نمک یا استرسولفید هیدروژن

توضیحات پسوند  ide:

همراهمان باشید با آموزش لغات انگلیسی ، پسوندها سری i، بخش دوم

پسوندیست که تولید اسم می کند و در پایان نام ترکیبات وابسته به هم می آید.

 

۲)پسوند  ie-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

Another form of the suffix –y

مثال (Example) به همراه معنی :

dearie = used when speaking in a friendly way to someone : (عامیانه – اغلب طعنه آمیز یا مزاح آمیز) عزیزم، جانم

توضیحات پسوند  ie:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی آدم یا چیز کوچک می باشد.

 

۳)پسوند  iform-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives] technical

Having a particular shape

مثال (Example) به همراه معنی :

cruciform = cross-shaped : بشکل صلیب

توضیحات پسوند  iform:

پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی شکل خاص می باشد.

 

۴)پسوند  ify- و fy-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in verbs]

To make something be in a particular state or condotion

مثال (Example) به همراه معنی :

to purify = make or become pure : پاک کردن، تصفیه کردن، پالودن

to clarify = make something clear : تصفیه کردن یا شدن

تعریف (Definition) :

۲٫[in verbs]

To fill something with a particular feeling

مثال (Example) به همراه معنی :

Spiders terrify me = make me very afraid : وحشت زده کردن

تعریف (Definition) :

۳٫[in verbs] informal

To do something in a silly or annoying way

مثال (Example) به همراه معنی :

to speechify = make speeches, using important sounding words : (با تداعی منفی یا مزاح آمیز) سخنرانی کردن

تعریف (Definition) :

۴٫[in verbs]

To make something or someone be like or typical of a person or group

مثال (Example) به همراه معنی :

Frenchified = like the French : فرانسوی ماب کردن یا شدن

توضیحات  پسوند  ify و fy:

۱٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی کردن، شدن می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی احساس خاصی کردن می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی کاری را با تداعی منفی یا مزاح آمیز انجام دادن می باشد

۴٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی همانند شدن، تقلید کردن می باشد.

 

۵)پسوند  ile-:

تعریف (Definition) :

Having the quality of

مثال لغات انگلیسی (Example) به همراه معنی :

projectile = an object that is thrown at someone or is fired from a gun or other weapon, such as a bullet, stone , or shell : گلوله، جسم پرتاب شونده

juvenile = relating to young people who are not yet adults : نوجوان، در خور جوانی

توضیحات پسوند  ile:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی وابسته به، مناسب برای ، بودنی می باشد.

 

۶)پسوند  in-:

تعریف (Definition) :

Do sth together

مثال (Example) به همراه معنی :

sit-in = a type of protest in which people refuse to leave the place where they work or study until their demands are considered or agreed to : قطع کار، اعتصاب، حضور در محلی به عنوان اعتراض

توضیحات پسوند  in:

 

 

ریشه شناسی انگلیسی
پسوند  in به معنای کار گروهی انجام دادن

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی کار گروهی انجام دادن می باشد.

 

۷)پسوند  ing-:

تعریف (Definition) :

۱٫Forms the present participle of verbs

مثال (Example) به همراه معنی :

to go dancing = to move your feet and body in a way that matches the style and speed of music : رقصیدن، رقص

They’re dancing : آنها می رقصند

a dancing beer : خرس رقاص

تعریف (Definition) :

۲٫[In uncountable nouns]

The action or process of doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

She hates swimming = the sport of moving yourself through water using your arms and legs : او از شنا متنفر هست

No parking = the sign designating a place where vehicles may not be parked : پارک ممنوع

تعریف (Definition) :

۳٫[In countable nouns]

a)An example of doing something

b)A product or result of doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

to hold a meeting = to have a meeting in a particular place or at a particular time : جلسه، نشست برگزار کردن

a beautiful painting = the act or skill of making a picture, using paints : نقاشی

تعریف (Definition) :

۴٫[In nouns]

Something used to do something or used for making something

مثال (Example) به همراه معنی :

a silk lining = a piece of material that covers the inside of something, especially a piece of clothing : استری

Ten metres of curtainning = cloth for curtains : پرده، جدار، دیوار

توضیحات پسوند  ing:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و سازنده ی وجه وصفی حال می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و سازنده ی اسم فعل می باشد.

۳٫

a) پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی مثالی از انجام کاری می باشد.

b) پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی نتیجه انجام کاری می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی استفاده برای ساختن چیزی می باشد.

 

۸)پسوند  ion-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

The act, state, or result of doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

completion = the state of being finished : اجرا، انجام، اتمام، تکمیل

election = when people vote to choose someone for an official position : رای دادن، انتخاب نماینده

attention = when you carefully listen to, look at, or think about someone or something : توجه، مواظبت، دقت

توضیحات پسوند  ion:

پسوند ion در ریشه شناسی لغات انگلیسی پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عمل، حالت، وضع می باشد.

 

۹)پسوند  ious- و ous-:

تعریف (Definition) :

Characterized by

مثال (Example) به همراه معنی :

nutritious = food that is nutritious is full of the natural substances that your body needs to stay healthy or to grow properly : مغذی

spacious = a spacious house, room etc is large and has plenty of space to move around in : جادار، وسیع، فضادار

توضیحات ious و ous:

پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی دارای ویژگی می باشد.

 

۱۰)پسوند  isation-:

تعریف (Definition) :

A British spelling of –ization

مثال (Example) به همراه معنی :

civilisation = a society that is well organizwd and developed,used especially about a particular society in a particular place or at a particular time : تمدن

توضیحات پسوند  isation در آموزش واژگان انگلیسی :

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عمل، انجام، روند، فرآیند، کردن می باشد.

 

۱۱)پسوند  ise-:

تعریف (Definition) :

[in verbs]

A British spelling of –ize

مثال (Example) به همراه معنی :

privatise = if a goverment privatizes an organization, industry, or service that it owns or controls, it sells it : خصوصی سازی

توضیحات پسوند  ise:

پسوندیست که تولید فعل می کند.

 

۱۲)پسوند  ish-:

تعریف (Definition) :

۱٫[In nouns]

The people or language of a particular country or place

مثال (Example) به همراه معنی :

British = relating to Britain or its people : بریتانیایی، اهل انگلیس

Turkish = relating to Turkey, its people, or its language : ترکی، ترک

تعریف (Definition) :

۲٫[In adjectives]

Of a particular place

مثال (Example) به همراه معنی :

Spanish food = from Spain : اسپانیولی، اسپانیایی

تعریف (Definition) :

۳٫[In adjectives]

Typical of or like a particular type of person

مثال (Example) به همراه معنی :

foolish behaviour = typical of a fool : دیوانه، نابخرد، نادان

Don’t be so childish = do not behave like a child : بچگانه

snobbish = behaving in a way that shows you thinks you are better than other people because you are from a higher social class or know more that they do : پر افاده، مغرور

تعریف (Definition) :

۴٫[In adjectives]

The ending of some adjectives that show disapproval

مثال (Example) به همراه معنی :

selfish = caring only about yourself and not about other people : خودپسند، خودخواه

تعریف (Definition) :

۵٫[In adjectives]

Rather

مثال (Example) به همراه معنی :

Youngish = Somewhat young : جوان وار، نسبتا جوان

tallish = Somewhat tall : نسبتا بلند

reddish hair = slightly red : مایل به قرمز، مایل بسرخی زننده

تعریف (Definition) :

۶٫[In adjectives] spoken Approximately

We’ll expect you eightish = at about 8 o’clock : حدود ساعت هشت

He’s fortyish = about 40 years old : حدود چهل سالگی

توضیحات پسوند  ish:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی وابسته به زبان و مردم یک کشور می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی وابسته به محل خاصی می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی نمونه ای از یک نوع فرد خاص می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید صفت و نشانگر عدم تایید می باشد.

۵٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی نسبتا می باشد.

۶٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی حدود می باشد.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.