09190865935
0

درس نوزدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

آموزش لغات انگلیسی در زمینه ی صنعت و تجارت

درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری بازرگانی انگلیسی

[su_table fixed=”yes”]

معنی لغت
شبیه سازی کردن/ شبیه سازی ۱-Simulate/ Simulation
متقابل، دو جانبه ۲-Mutual
زمان انجام کار، زمان فرآوری (زمان بین تصمیم گیری به تولید کالای بخصوص و آغاز تولید آن) ۳-Lead time
متقاعد کردن ۴-Persuade
تعهد، الزام ۵-Commitment
متناسب، به نسبت ۶-Proportional
تهیه، تدارک ۷-Procurement
شهری/ شهرداری ۸-Municipal/ Municipality
کارگزار ۹-Broker
فروشنده، دست فروش ۱۰-Vendor
مشورت کردن، همفکری کردن ۱۱-Consult
مطابقت کردن، پیروی کردن ۱۲-Conform
جایگزین ۱۳-Alternative
افت، سقوط ۱۴-Drop
شرط لازم، لازمه ۱۵-prerequisite

[/su_table]

بخش اول از درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری

۱-Computer software can be used to simulate the real conditions.

نرم افزار رایانه ای می تواند برای شبیه سازی شرایط واقعی استفاده شود.

۲- Advanced computer modelling techniques have been developed to simulate the processes.

تکنیک های مدل سازی کامپیوتری پیشرفته برای شبیه سازی فرایندها توسعه داده شده است.

۳- Training includes realistic simulation of production processes.

آموزش شامل شبیه سازی واقعی فرایندهای تولید است.

۴- Mutual respect is necessary for any partnership to work.

احترام متقابل برای هر مشارکتی در کار ضروری است.

۵- It will be a mutually beneficial project.

این یک پروژه سودمند برای دو طرف خواهد بود.

۶- According to mutual agreement between two companies the joint venture will begin next year.

بر اساس توافقنامه دو جانبه بین دو شرکت سرمایه گذاری مشترک سال آینده آغاز خواهد شد.

۷- At the moment there is a long lead time between order and delivery of the product, we have to reduce it.

در حال حاضر یک زمان طولانی بین سفارش و تحویل محصول وجود دارد، (که) ما باید آن را کاهش دهیم.

۸- We will need at least six months lead time before launching the production.

ما قبل از راه اندازی خط تولید حداقل شش ماه زمان نیاز خواهیم داشت.

۹- We want to decrease the lead time from 4 days to 3 days.

ما می خواهیم زمان آماده سازی (سفارش) را از ۴ روز به ۳ روز کاهش دهیم.

۱۰- I persuade the manager to reconsider in his decision.

من مدیر را متقاعد می کنم در تصمیم خود تجدیدنظر کند.

لغات تجاری و صنعتی مدیر manager
مدیر manager

بخش دوم از درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری

۱۱- I couldn’t persuade the boss about my plans.

من نتوانستم رئیس را در مورد برنامه هایم متقاعد کنم.

۱۲- They persuaded us that we were wrong.

آنها ما را متقاعد کردند که ما اشتباه می کردیم.

۱۳- The company’s commitment to providing quality at the reasonable price is essential to its success.

تعهد شرکت به ارائه کیفیت با قیمت مناسب برای موفقیت آن ضروری است.

۱۴- He made a commitment to pay rent on time.

او تعهد کرد که اجاره را به موقع پرداخت کند.

۱۵- Achieving success at this level requires a commitment of time and energy.

دستیابی به موفقیت در این سطح نیازمند تعهد به زمان و انرژی است.

۱۶- The output should be proportional to the input.

خروجی باید متناسب با ورودی باشد.

۱۷- The increase of wage is proportional to the rise in prices.

افزایش دستمزد متناسب با افزایش قیمت است.

۱۸- Salary is proportional to years of experience.

حقوق با سال های تجربه متناسب است.

۱۹- She has responsibility for the procurement of equipment in the company.

او مسئولیت تهیه (تدارکات) تجهیزات شرکت را بر عهده دارد.

۲۰- Our company is the largest procurer of building materials in the area.

شرکت ما بزرگترین تامین کننده مصالح ساختمانی در منطقه است.

لغات تجاری و صنعتی مصالح ساختمانی building materials
مصالح ساختمانی building materials

بخش سوم از درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری

۲۱- The procurement department has purchased the requirement tools.

واحد تدارکات ابزارهای مورد نیاز (لازم) را خریداری کرده است.

۲۲- The municipality provides services such as electricity and water to start the project.

شهرداری خدماتی نظیر برق و آب را برای شروع پروژه فراهم می کند.

۲۳- He is charge of the municipal housing project.

او مسئول پروژه مسکن شهری است.

۲۴- Where is the municipality building?

ساختمان شهرداری کجاست؟

۲۵- I called my broker for advice about investing in the stock market.

من با کارگزار خود برای مشاوره در مورد سرمایه گذاری در بازار سهام تماس گرفتم.

۲۶- Ask advice from an insurance broker.

از یک کارگزار بیمه مشاوره بگیرید.

۲۷- The broker will get 5% if the finds  a purchaser.

اگر کارگزار خریداری پیدا کند ۵% دریافت خواهد کرد.

۲۸- The vendor sign the contract with the purchaser.

فروشنده قرارداد را با خریدار امضا می کند.

۲۹- Is the vendor always held responsible if the goods are faulty?

آیا فروشنده همیشه مسئولیت دارد (مسئولیت قبول می کند) اگر کالا ها معیوب (خراب) باشند؟

۳۰- The vendor can turn his stock every day.

فروشنده می تواند سهام خود را هر روز تبدیل کند.

لغات تجاری و صنعتی فروشنده vendor
فروشنده vendor

بخش چهارم از درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری

۳۱- Our company works in the field of industrial consulting.

شرکت ما در زمینه مشاوره صنعتی کار می کند.

۳۲- I have to consult with the manager about this matter.

من باید با مدیر در مورد این موضوع مشورت کنم.

۳۳- I should consult with my colleagues on the proposals.

من باید با همکارانم در مورد طرح های پیشنهادی مشورت کنم.

۳۴- This mark signifies that the products conform to an approved standard.

این علامت نشان می دهد که محصولات مطابق با یک استاندارد معتبر (تایید شده) است.

۳۵- All companies are required to conform to these rules.

همه شرکت ملزم به انطباق با این قوانین هستند.

۳۶- Employees have to conform to company’s rule.

کارمندان باید هماهنگ (مطابق) با قانون شرکت باشند.

۳۷- We have to select the best alternative plans to choose one of them.

ما باید طرح جایگزین را انتخاب کنیم.

۳۸- We have to provide several alternative plans to choose one of them.

ما باید چند برنامه جایگزین را برای انتخاب یکی از آنها تهیه کنیم.

۳۹- Do you have an alternative solution to solve the problem?

آیا شما یک راه حل جایگزین برای حل مشکل دارید؟

۴۰- The price of shares droped by 14 percent.

قیمت سهام ۱۴ درصد کاهش یافت.

بخش پنجم از درس نوزدهم لغات صنعتی و تجاری

۴۱- The economic recession caused a drop in stock prices.

رکورد (بحران) اقتثادی موجب افت قیمت سهام شد.

۴۲- Most companies have suffered a drop in their profits, even very large companies.

اکثر شرکت ها حتی شرکت های بزرگ سود کمتری را تجربه کرده اند.

۴۳- Previous experience is the prerequisite for employment at this level.

تجربه قبلی پیش نیاز اشتغال در این سطح (شغلی) است.

۴۴- Having good credit is a prerequisite to apply for the loan.

داشتن اعتبار خوب، یک پیش شرط برای درخواست وام است.

۴۵- Having technical skills is an essential prerequisite for employment at this job.

داشتن مهارت های فنی یک شرط ضروری برای استخدام در این شغل است.

 

[su_box title=”از سری آموزش های لغات صنعتی، تجاری و بازرگانی که نیاز است مطالعه شود :” box_color=”#ff6a26″]

۱) درس اول لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۲) درس دوم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۳) درس سوم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۴) درس چهارم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۵) درس پنجم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۶) درس ششم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۷) درس هفتم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۸) درس هشتم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۹) درس نهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۰) درس دهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۱) درس یازدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۲) درس دوازدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۳) درس سیزدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۴) درس چهاردهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۵) درس پانزدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۶) درس شانزدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۷) درس هفدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۸) درس هجدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۱۹) درس نوزدهم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

۲۰) درس بیستم لغات صنعت و تجارت زبان انگلیسی

[/su_box]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.