داستان مریخی تصادفی به انگلیسی | The Crashed Martian

داستان انگلیسی | داستان کوتاه انگلیسی | داستان های انگلیسی با ترجمه فارسی و فایل صوتی
فروردین ۲۶, ۱۳۹۹
بازدید : 142 بازدید

داستان کوتاه مریخی تصادفی : The Crashed Martian

یک شب، خارپشتی با تلسکوپ خود مشغول تماشای آسمان بود که به نظرش آمد یک سفینه ی فضایی دارد به سمت ماه پرواز می کند. وقتی تلسکوپش را خوب روی آن متمرکز کرد، متوجه شد که آن سفینه متعلق به مریخی بدشانسی است که ظاهرا تصادف کرده بود و مجبور بود یک فرود اضطراری بر روی ماه داشته باشد.

 

خارپشت مطمئن بود که او تنها کسی است که این ماجرا را دیده است و تصمیم گرفت که برای نجات آن مریخی تلاش کند. او چند تا از حیوانات را برای کمک به مریخی صدا کرد. آنها هیچ راهی برای کمک به او پیدا نکردند، بنابراین تعداد بیشتر و بیشتری از حیوانات را خبردار کردند که به آنها بپیوندند. سرانجام، همه ی حیوانات جنگل برای کمک جمع شدند. آنها فکر کردند که اگر هر کدام از آنها روی سر دیگری بایستد، آن وقت می توانند برج بلندی را بسازند و شاید آن برج به ماه برسد.

 

کار دشواری بود که طی آن انگشت بعضیها در چشم بعضی دیگر رفت، پاهای عده ای توی گوش عده ی دیگری گذاشته شد و سرهای تعداد زیادی از آنها هم در اثر مشت و لگد باد کرد.

 

اما پس از تلاش و پشتکار فراوان، آنها سرانجام به ماه رسیدند و مریخی را نجات دادند. با تأسف فراوان، در حالی که مریخی داشت از برج حیوانات پایین می آمد، خرس نتوانست به علت حساسیت به گرد و غبار ماه جلوی عطسه ی خود را بگیرد و كل برج همراه با صدای نعره، زوزه، غرش و سایر صداهای گوش خراش حیوانات از هم فروپاشید و سرنگون شد.

 

مریخی با دیدن این ماجرا فکر کرد که همه ی حیوانات از دست او خیلی عصبانی می شوند، و او را برای این کار سرزنش می کنند.

 

اما درست خلاف چنین چیزی اتفاق افتاد. پس از سقوط ،همه ی حیوانات از جا بلند شدند و از شادی کف زدند، زیرا توانسته بودند با همکاری یکدیگر کار به آن دشواری را انجام دهند. به همین خاطر تمام روز به جشن و پایکوبی گذشت.

 

 

مریخی همه چیز را دید و وقتی که به سیاره اش برگشت و این ماجرا را برای بقیه مریخی ها تعریف کرد، همه ی آنها از شنیدن آن گیج و متحیر شدند و بدین ترتیب آن حیوانات توانستند همکاری و لذتی را که در کار گروهی وجود دارد، به مریخی ها آموزش دهند. از آن به بعد، دیگر هیچ یک از مریخی ها تنها به سفر فضایی نرفتند. حالا، آنها گروهی سفر می کردند و همیشه می خواستند به یکدیگر کمک کنند و در مواقع ضروری و اضطراری برای یکدیگر فداکاری هم می کردند.

One night, a hedgehog was scanning the sky with his telescope, when he saw what seemed to be a spaceship flying to the moon. When he managed to properly focus on it, he found out that it was a craft belonging to an unfortunate Martian who seemed to have had an accident, and had to make an emergency landing on the moon.

 

The hedgehog realised that surely only he himself had seen this, so he decided to try to save the Martian. He called together a few animals to help. They couldn’t think what to do, so they called for more and more animals to join in. In the end, practically everyone in the forest was involved. It occurred to them that if they stood on top of each other, they could build a big tower and perhaps reach the moon.

 

That proved somewhat difficult, and most animals ended up having had a finger in their eye, someone’s foot in their ear, and numerous bumps on the head.

 

However, after much perseverance, they finally reached the moon and rescued the Martian. Most unfortunately, while he was coming down the tower of animals, the bear couldn’t help sneezing. He happened to be allergic to moon
dust.

 

The whole tower crashed to Earth with a great comprising howls, roars, and other assorted animal Seeing all this, the Martian thought that the animals would very angry with him because they would blame it all on him.


But it was just the opposite. As they recovered from the fall, the animals jumped and clapped with joy, happy to have achieved something so difficult together. The whole day was spent partying.

 

The Martian observed everything, and when he returned to his planet the other Martians were astonished at what had happened. And so it was that those simple and helpful animals taught the Martians the importance of working together, joyfully, in a team. Since then, Martians no longer travel alone during their journeys through space. Now they go in groups, always willing to help each other, and make sacrifices whenever necessary.

فایل صوتی داستان مریخی تصادفی

لغات کاربردی انگلیسی داستان مریخی تصادفی

خارپشت

سفینه ی فضایی

مریخی

برج بلندی

تلاش و پشتکار فراوان

حساسیت به گرد و غبار ماه

گذشت

یکدیگر

فداکاری

اینستاگرام استاد انگلیسی

با کلی پست های آموزشی رایگان

5
مدیر سایت پس از بررسی های مکرر ما در حوزه زبان انگلیسی متوجه شدیم به دلیل هزینه های بالای کلاس ها برخی از دانشجویان توان شرکت در کلاس ها را ندارند و از این رو در بحث فراگیری علم عقب می مانند و تصمیم گرفتیم تا خدماتی را ارائه کنیم تا تمامی دانشجویان بتوانند از تمامی مطالب آموزشی زبان بهره ببرند.
همراه ما باشید در کانال تلگرام استاد انگلیسی | مرجع آموزش زبان انگلیسی کانال تلگرام
دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه استاد انگلیسی | مرجع آموزش زبان انگلیسی

تمامی اطلاعات محفوظ است!

اپلیکیشن استاد انگلیسی

اپلیکیشن استاد انگلیسی