کاربرد tell و say در زبان انگلیسی

usage
شهریور ۱۵, ۱۳۹۹
بازدید : 95 بازدید

  Say and Tell

کاربرد say و tell در زبان انگلیسی

کاربرد say در زبان انگلیسی: Say معمولا بدون مفعول به کار می رود.

Mary said that she was very busy.

مری گفت که سرش خیلی شلوغ بود.

 

ولی در صورتیکه بخواهیم با say مفعول بیاوریم، باید بعد از آن از to استفاده کنیم.

Marry said to me, “ I am very busy.”

مری به من گفت: من سرم خیلی شلوغ بود.

کاربرد say در انگلیسی

کاربرد say

کاربرد tell در زبان انگلیسی : tell حتما باید با مفعول به کار رود و بدون مفعول استفاده نمی شود.

Mary told me that she was very busy.

چند اصطلاح با tell

گفتن حقیقت

To tell the truth

دروغ گفتن

To tell a lie

راجع به چیزی توضیح دادن

To tell about something

قصه گفتن

To tell a story

رازی را فاش کردن

To tell a secret

گفتن ساعت

To tell time

کاربرد tell

کاربرد tell

 

(۱) Practice

Supply the correct form of say or tell in these sentences.

تمرین شماره ۱ از کاربرد tell و say :

در جملات زیر شکل درست say یا tell را به کار ببرید.

۱) Carol … that she was going to Saratoga for the weekend.

    (Carol said that she was going to Saratoga for the weekend.)

۱)کارول گفت که برای تعطیلی آخر هفته به ساراتوگا می رود.

۲) Carol … me that she was going to Saratoga for the weekend.

۲) کارول به من گفت که برای تعطیلی آخر هفته به ساراتوگا می رود.

پاسخ: (told)

۳) I … my boss (that) I could not finish my work in time.

۳) من به رئیسم گفتم که نمی توانم کارم را به موقع تمام کنم.

پاسخ: (told)

۴) Paul … me all about his trip. He … (that) it was exhausting.

۴) پل همه چیز را درباره سفرش به من گفت.او گفت که مسافرتش خسته کننده بود.

پاسخ: (told)

 

۵) Please … me about the movie which you saw last night. Ruth … (that) she liked it very much.

۵) لطفا فیلمی که دیشب دیدی برایم تعریف کن. روث گفت که از آن خیلی خوشش آمد.

پاسخ: (tell, said )

 

۶) Grace … to me. “I will never speak to him again.”

۶) گریس به من گفت، من دوباره هرگز با او صحبت نمی کنم.

پاسخ: (said)

 

۷) I … William (that) I could not go to the movies with him.

۷) من به ویلیام گفتم که نمی توانم با او به سینما بروم.

پاسخ: (told)

 

۸) The boy … his mother a lie, and she punished him severely. I believe he will always … the truth in the future.

۸) پسر به مادرش به دروغ گفت، و مادرش شدیدا او را تنبیه کرد.

پاسخ: (told, tell)

 

۹) The teacher … us (that) she was too busy to see us after class.

۹) معلم به ما گفت که انقدر گرفتار است که نمی تواند بعد از کلاس ما را ببیند.

پاسخ: (told)

 

۱۰) These twin brothers look so much alike (that) I cannot … them apart.

۱۰) این برادران دوقلو شبیه هم هستند که من نمی توانم آنها را از یکدیگر تشخیص دهم.

پاسخ: (tell)

 

۱۱) Mr. and Mrs. Sula … us all about their recent trip to Japan.

۱۱) آقا و خانم سولا همه جریانات سفر اخیرشان به ژاپن را به ما گفتند. آنها گفتند که ژاپن کشوری بسیار زیبا و خوش منظره است.

پاسخ: (told, said)

 

کاربرد tell و say در زبان انگلیسی

کاربرد tell و say در زبان انگلیسی

۱۲) William … to me, “is it necessary to write all my exercises in ink?”

۱۲) ویلیام به من گفت، آیا لازم است که همه تمریناتم را با خودنویس بنویسم؟

پاسخ: (said)

 

۱۳) … me just what you … yesterday about your vacation plans. He … (that) he wanted to go with you.

۱۳) آنچه را که دیروز درباره برنامه های تعطیلاتت گفتی درست برایم بگو. او گفت که دلش می خواهد با تو برود.

پاسخ: (Tell, said, said)

 

۱۴) James always … the truth because his parents have trained him never to … a lie.

۱۴) جیمز همیشه راست می گوید زیرا پدر و مادرش او را طوری تربیت کرده اند که هرگز دروغ نگوید.

پاسخ: (tells, tell)

 

۱۵) Chan … (that) she was too tired to go to the park with us.

۱۵) چان گفت که او به قدری خسته است که نمی تواند با ما به پارک برود.

پاسخ: (said)

 

۱۶)The teacher … the class (that) she was not satisfied with their work.

۱۶) معلم به بچه های کلاس گفت که از کارشان راضی نیست.

پاسخ: (told)

 

۱۷( My boss … me (that) I could take my vacation in July.

۱۷) رئیسم به من گفت که می توانم تعطیلی ام را در ماه جولای داشته باشم.

پاسخ: (told)

 

۱۸( Can you … me how I can reach Pennsylvania Station.

۱۸)  آیا می توانید به من بگویید چگونه می توانم به ایستگاه پنسیلوانیا بروم؟

پاسخ: (tell)

 

(۲) Practice

Change these sentences to introduce tell in place of say. Then make whatever other changes are necessary.

تمرین شماره ۲ از کاربرد tell و say :

به جای say از tell استفاده کنید.سپس تغییرات ضروری دیگر را ایجاد نمایید.

۱) He said that he did not feel well.

    (He told me that he did not feel well.)

۱)او گفت که حالش خوب نیست.

 

۲) Gene said that he could not attend the meeting.

۲) جین گفت که نمی تواند در جلسه شرکت کند.

(Gene told me that)

 

۳) She said that she had bad headache.

۳) او گفت که سردرد ناجوری دارد.

(She told me that)

 

۴) Joseph said that he was too busy to see us.

۴) جوزف گفت که انقدر گرفتار است که نمی تواند ما را ببیند.

(Joseph told me that)

 

۵) George said that he didn’t have enough money to buy the tickets.

۵) جورج گفت که پول کافی برای خرید بلیط ندارد.

(George told me that)

 

۶) I said that I was going to buy the tickets.

۶) من گفتم که قصد دارم بلیط بخرم.

(I told him that)

 

۷)The student said that he didn’t know the meaning of many words in the lesson.

۷) دانش آموز گفت که معنی بسیاری از لغات  درس را نمی داند.

(The student told me that)

 

۸)The man said that there were plenty of seats available.

۸) مرد گفت که تعداد زیادی صندلی خالی وجود دارد.

(The man told me that)

 

(۳) Practice

Change these sentences to introduce say instead of tell. Then make whatever other changes are necessary.

تمرین شماره ۳ از کاربرد tell و say :

به جای tell از say استفاده کنید.سپس تغییرات ضروری دیگر را ایجاد نمایید.

۱) He told us that he was too tired to go out.

    (He said that he was too tired to go out.)

۱) او گفت که آنقدر خسته است که نمی تواند بیرون برود.

 

۲) She told us that she knew how to speak French well.

۲) او به ما گفت که بلد است فرانسه را به خوبی صحبت کند.

(She said that)

 

۳) I told him that I was too busy to see him.

۳) من به او گفتم که انقدر گرفتارم که نمی توانم او را ببینم.

(I said that)

 

۴) We told him that there were many things worse than loss of hearing.

۴) ما به او گفتیم که چیزهای بدتر از ناشنوایی وجود دارد.

(We said that)

 

۵) The teacher told us that she was not satisfied with our work.

۵) معلم به ما گفت که از کارمان راضی نیست.

(The teacher said that)

 

۶) The doctor told me that I must rest more.

۶) دکتر به من گفت که باید بیشتر استراحت کنم.

(The doctor said that)

 

۷) He told me that he knew her well.

۷) او به من گفت که اورا خوب می شناسد.

(He said that)

 

۸) I told the boys that they should not make so much noise.

۸) من به پسرها گفتم که نباید زیاد سر و صدا کنند.

(I said that)

 

کاربرد say در زبان انگلیسی

کاربرد say

4
دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه استاد انگلیسی | مرجع آموزش زبان انگلیسی

تمامی اطلاعات محفوظ است!

اپلیکیشن استاد انگلیسی

اپلیکیشن استاد انگلیسی