درس چهاردهم اصطلاحات آزمون تافل

اصطلاحات آزمون تافل
آذر ۲۲, ۱۳۹۹
بازدید : 98 بازدید

the eleventh hour

noun

آخرین لحظه، دقیقه نود

Meaning: the last possible moment

Example: They waited until the eleventh hour to make plans for their trip, and had trouble getting a hotel room.

آنها برنامه ریزی برای سفرشان را به آخرین لحظه موکول کردند و برای گرفتن یک اتاق در هتل دچار مشکل شدند.

 

bitter pill

noun

واقعیت تلخ

Meaning: an unpleasant fact that is difficult to accept

Example: The fact that his friends no longer trusted him was a bitter pill to swallow.

اینکه دوستانش دیگر به او اعتماد نداشتند واقعیت تلخی بود که باید می پذیرفت.

 

uncharted waters

noun

وضع بی سابقه، مرحله ناشناخته و کاملا جدید

Meaning: a new or unfamiliar situation

Example: Advances in biotechnology are taking scientists into uncharted waters.

پیشرفت ها در زمینه تکنولوژی زیستی دانشمندان را با شرایطی ناشناخته و کاملا جدید روبرو کرده است.

درس چهاردهم اصطلاحات آزمون تافل تکنولوژی زیستی biotechnology

تکنولوژی زیستی biotechnology

 

a rule of thumb

noun

قاعده کلی، حساب سر انگشتی

Meaning: a general or approximate guideline

Example: When cooking rice, a rule of thumb is to use two parts water to one part rice.

موقع پختن برنج به عنوان قاعده کلی دو قسمت آب را به یک قسمت برنج اضافه کنید.

 

hard feelings

noun

دلخوری، آزردگی

Meaning: negative feelings of resentment or bitterness

Example: I have no hard feelings towards Steve.

من نسبت به استیو هیچ دلخوری ندارم.

 

salad days

noun

دوران جوانی، زمان ناپختگی

Meaning: the days of one’s youth, regarded either as a time of inexperience or as a peak or heyday

Example: I sometimes recall the rash decisions of my salad days.

من گاه تصمیمات عجولانه دوران جوانی ام را به خاطر می آورم.

 

a labor of love

noun

کار عشقی، کار تفننی

Meaning: a project undertaken purely out of pleasure or interest

Example: He pants portraits for money, but his till live paintings are a labor of love.

او تصاویر چهره را برای کسب درآمد می کشد اما تصاویر اشیا بی جان را به عنوان کار تفننی طراحی می کند.

 

offer an olive branch

noun

پیشنهاد صلح دادن، دست دوستی به سوی کسی دراز کردن

Meaning: a gesture of peace

Example: After the campaign, the winning politician offered his opponents an olive branch by inviting them to join his cabinet.

بعد از مبارزات انتخاباتی سیاستمدار پیروز با دعوت رقبای خود به کابینه دست دوستی به سوی آنها دراز کرد.

 

the big picture

noun

نگاه کلی، دید کلی

Meaning: the broad perspective on an issue; the overview

Example: The proposal should focus on the big picture; we don’t want to get bogged down in the details.

طرح پیشنهادی باید نگاه کلی داشته باشد. ما نمی خواهیم که درگیر جزئیات شویم.

 

ill-gotten gains

noun

درآمدهای نامشروع

Meaning: profits or benefits acquired unfairly or illegally

Example: Robin Hood s both a thief and a hero, because he shares his ill-gotten gains with the poor.

رابین هود هم یک دزد بود و هم قهرمان محسوب می شود چرا که او درآمدهای نامشروع خود را با فقرا تقسیم می کند.

درس چهاردهم اصطلاحات آزمون تافل Robin Hood رابین هود

Robin Hood رابین هود

 

quantum leap

noun

پیشرفت قابل توجه

Meaning: a sudden and significant improvement or advance

Example: In the pas decade there has been a quantum leap in our scientific understanding of human genetics.

در دهه گذشته پیشرفت قابل توجه ای در درک علمی ما از ژنتیک انسانی صورت گرفته است.

 

the state of the art

noun

پیشرفته ترین، مدرن ترین

Meaning: the latest, most up-to-date technology

Example: Her new stereo is the state of the art in audio equipment.

استریوی جدید او پیشرفته ترین نوع وسایل صوتی است.

درس چهاردهم اصطلاحات آزمون تافل new stereo استریو جدید

new stereo استریو جدید

 

on the spur of the moment

adverb

فی الفور، به طور آنی

Meaning: spontaneously or impulsively; without prior planning

Example: They were supposed to stay home this weekend, but on the spur of the moment they decided to go camping instead.

آنها قرار بود آخر هفته خانه بمانند اما به طور آنی تصمیم گرفتند که به جای خانه ماندن به اردو بروند.

 

hollow victory

noun

پیروزی بی ارزش، پیروزی آسان

Meaning: a victory that accomplishes or signifies nothing

Example: He won the race, but since all of the best competitors had dropped out, it was a hollow victory.

او در رقابت برنده شد اما از آنجا که بهترین رقیبانش از شرکت در مسابقه انصراف داده بودند پیروزی او ارزشی نداشت.

 

Pyrrhic victory

noun

برد برابر با باخت، پیروزی برابر با شکست

Meaning: a victory that comes at too high a cost, leaving the winner worse off

Example: Nuclear deterrence is based on the fact that even for the winner a nuclear war would result in a Pyrrhic victory.

بازدارندگی هسته‌ای بر این واقعیت مبتنی است که حتی پیروزی جنگ هسته‌ای برد برابر باخت خواهد بود.

 

ivory tower

noun

عالم رویا، عالم خیالی

Meaning: a place that is insulated from the concerns of the real world.

Example: To really understand social issues, he needs to get away from the ivory tower of university life.

برای درک واقعی مسائل اجتماعی لازم است که او از عالم رویایی زندگی دانشگاهی فاصله بگیرد.

 

a change of pace

noun

تنوع

Meaning: a change from what is usual or ordinary

Example: She usually drinks coffee every morning but today she’s having tea for a change of pace.

او هر روز صبح معمولا قهوه می نوشد اما امروز برای تنوع چای می خورد.

 

a bottom line

noun

خلاصه کلام، جان کلام، نتیجه

Meaning: the most important consideration or conclusion; the main point

Example: We talked about a lot of techniques of time management, but the bottom line is that we just need to get more done.

ما در مورد فنون مختلف مدیریت زمان صحبت کردیم اما خلاصه کلام این است که باید کارهای بیشتری را به انجام برسانیم.

 

across the board

noun

بدون استثناء، کلی

Meaning: for all; in every category

Example: The new budget makes cutbacks in government services across the board, from highways to education.

بودجه جدید کاهش بدون استثنای خدمات دولتی از بزرگراها گرفته تا آموزش را به دنبال خواهد داشت.

 

to adds with something

adverb

در تضاد با

Meaning: in contradiction to; in disagreement or conflicting with

Example: His accounts of events is at odds with the story published in the newspaper.

شرح واقعه از زبان او با آنچه در روزنامه ها منتشر شده است در تضاد است.

 

off the cuff

adverb

فی البداهه صحبت کردن، بدون آمادگی قبلی حرف زدن

Meaning: without any preparation

Example: Everyone was impressed when he gave a fantastic speech off the cuff.

وقتی او بدون آمادگی قبلی سخنرانی فوق العاده ای ایراد کرد همه تحت تاثیر قرار گرفتند.

1
دیدگاهتان را بنویسید

عضویت در خبرنامه استاد انگلیسی | مرجع آموزش زبان انگلیسی

تمامی اطلاعات محفوظ است!

اپلیکیشن استاد انگلیسی

اپلیکیشن استاد انگلیسی