0

ریشه شناسی | گروه پیشوندها با حرف O و P

۱)پیشوند  -‘O:

تعریف (Definition) :

Son of (often used in last names)

مثال (Example) به همراه معنی :

O’Brian = The name O’brain is a baby boy name. The name O’brain comes from the Irish origin. In Irish The meaning of the name O’brain is: Surname.  : او بر این

توضیحات پیشوند -‘O:

در این قسمت از  آموزش لغات انگلیسی از پایه همراهتان هستیم با پیشوندها سری O,P

پیشوندیست به معنی فرزند که اغلب در نام خانوادگی ایرلندی ها بکار برده می شود.

 

۲)پیشوند  -Octo و -Oct:

تعریف (Definition) :

Eight, or having eight

مثال (Example) به همراه معنی :

octagon =  a shape with eight sides : هشت ضلعی

octopus = a sea creature with eight arms : هشت پا

توضیحات پیشوند -Octo و -oct:

پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین Octo  که به معنی هشت می باشد.

 

۳)پیشوند  -Omni:

تعریف (Definition) :

Everything or everywhere

مثال (Example) به همراه معنی لغات انگلیسی:

an omnivore = an animal that eats all kinds of food : جانور همه چیز خوار

omnibus = an omnibus law contains several different laws collected together : لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد.

توضیحات پیشوند -omni:

پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین Omnis که به معنی همه، همه جا، همه چیز می باشد.

برای مطالعات بیشتر رجوع شود به all

 

۴)پیشوند  -Ortho:

تعریف (Definition) :

straight

مثال (Example) به همراه معنی :

orthopedic = a doctor concerned with the proper alignment of the bones : وابسته به استخوان پزشکی

orthography = the correct way of writing : درست نویسی، املا صحیح

توضیحات پیشوند Ortho:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یوننانی Orthos که به معنی صاف، درست می باشد.

 

۵)پیشوند  -Osteo:

تعریف (Definition) :

technical

Relating to bones

مثال (Example) به همراه معنی :

osteoporosis = a medical condition in which your bones become weak and break easily : پوکی استخوان

توضیحات پیشوند osteo:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی Osteon که به معنی استخوان می باشد.

 

۶)پیشوند  -Out:

تعریف (Definition) :

۱٫Used to from nouns and adjectives from verbs that are followed by ‘out’

مثال (Example) به همراه معنی :

Aan outbreak of flu = from ‘break out’ : شیوع

Outspoken comments = from ‘speak out’ : رک و راست

تعریف (Definition) :

۲٫[In nouns and adjectives] outside or beyond something

مثال (Example) به همراه معنی :

An outbuilding = small building away from the main building : ساختمان دور افتاده و دور از ساختمان اصلی

Outlying areas = far from the centre : دور افتاده، دور از مرکز

تعریف (Definition) :

۳٫[In verbs] being or becoming bigger, further, greater etc than someone or something else

مثال (Example) به همراه معنی :

He has outgrown his clothes = become too big for them : بزرگ تر شدن از

She outlived her brother = he died before her : بیشتر عمر کردن از

تعریف (Definition) :

۴٫[In verbs] doing better than someone, so that you defeat them

مثال (Example) به همراه معنی :

I can out-argue you any day = To outdoor defeat in arguing :  در استدلال عقب گذاشتن یا شکست دادن

She outran him = to run faster or further than someone else : در دویدن جلو افتادن

 

توضیحات پیشوند out:

۱٫پیشوندیست که نقش اسم و صفتی را ایفا می کند که از فعل درست شده است.

۲٫پیشوندیست که به معنی بیرون یا فراتر می باشد که نقش اسم و صفت را ایفا می کند.

۳٫پیشوندیست که به معنی بزرگتر یا بیشتر از کسی یا چیزی دیگر می باشد که نقش فعل را ایفا می کند.

۴٫پیشوندیست که به معنی در انجام کاری بهتر عمل کردن (شکست دادن) می باشد که نقش فعل را ایفا می کند.

 

۷)پیشوند  -Over:

Over-

تعریف (Definition) :

۱٫Too much

مثال (Example) به همراه معنی :

Overpopulation = when there are too many people living in a particular place : اضافه جمعیت

Overcooked vegetables = to cook food for too long : سبزیجات پخته

Overweight = too heavy and fat : چاق ، وزن زیادی

تعریف (Definition) :

۲٫above; beyond; across

مثال (Example) به همراه معنی :

Overhanging branches = to hang over something or stick out above it : آویزان

Overhead telephone wires = above your head or in the sky : هوایی

The overland route = not by sea or air :  از راه خشکی، از راه زمینی

تعریف (Definition) :

۳٫Outer

مثال (Example) به همراه معنی :

an overcoat = a long  thick warm coat : پالتو

 

تعریف (Definition) :

۴٫Additional

مثال (Example) به همراه معنی :

We were working overtime = working beyond the usual time : اضافه کاری

توضیحات پیشوند over:

۱٫پیشوندیست که به معنی بیش از حد می باشد.

۲٫پیشوندیست که به معنی بالا، فراتر می باشد.

۳٫پیشوندیست که به معنی بیرونی می باشد.

۴٫پیوندیست که به معنی اضافه می باشد.

 

۸)پیشوند  -Palaeo  و -Paleo:

تعریف (Definition) :

Relating to very ancient time

مثال (Example) به همراه معنی :

a paleolithic axe = relating to the Stone Age : (دوران های زمین شناسی) دیرینه سنگی، پارینه سنگی، عهد حجر قدیم

توضیحات پیشوند -Palaeo  و -Paleo:

این پیشوند در ریشه شناسی لغات انگلیسی پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی palai  و palaio که به معین باستان، دیرین، کهن مدت ها پیش می باشد.

 

۹)پیشوند  -Pan:

تعریف (Definition) :

Including all peoplei

مثال (Example) به همراه معنی :

pan-African unity = (Government, Politics & Diplomacy) of or relating to all African countries or the advocacy of political unity among African countries : وابسته به عموم آفریقا

توضیحات پیشوند pan:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی pan که به معنی هر یا همه می باشد.

 

۱۰)پیشوند  -Pan:

تعریف (Definition) :

۱٫Beyond

مثال (Example) به همراه معنی :

the paranormal = strange unnatural events, beyond normal experience : ماورای پدیده ها علمی مکشوف

 

تعریف (Definition) :

۲٫Very similar to something

مثال (Example) به همراه معنی :

Terrorists wearing paramilitary uniforms = relating to or helping a military organization : شبه نظامی

 

تعریف (Definition) :

۳٫Relating to a profession and helping more highly trained people

مثال (Example) به همراه معنی :

a paramedic = someone who helps a doctor : پیراپزشک، کمک پزشک (به ویژه بهیار ارتشی که بری پرستاری با چتر نجات در جبهه فرود می آید)

a paralegel = someone who helps a lawyer : دستیار وکیل دادگستری، کمک وکیل

 

تعریف (Definition) :

۴٫Relating to parachutes

مثال (Example) به همراه معنی :

a paratrooper = a soldier who is trained to jump out of a palne using a parachute : سرباز چتر باز

paragliding = a sport in which you jump off a hill or out of a plane and use a parachute to fly for long distances before floating back down to the ground : پاراگلایدین

توضیحات پیشوند pan:

۱٫پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی para که به معنی کار می باشد.

۲٫پیشوندیست که به معنی فراتر می باشد.

۳٫پیشوندیست که به معنی شبیه به چیزی می باشد.

۴٫پیشوندیست که به معنی دستیار شخص حرفه ای می باشد.

۵٫پیشوندیست که به معنی چتربازی می باشد.

 

۱۱)پیشوند  -Patri و -Pater:

تعریف (Definition) :

Fathers

مثال (Example) به همراه معنی :

patricide = the crime of murdering your father : پدر کشی

compatriot = someone who was born in or is a citizen of the same country as someone else : هم وطن

paternal = relating to fathers : پدرانه

توضیحات پیشوند  -Patri و -Pater:

این پیشوند در مجموعه لغات انگلیسی پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی patria که به معنی پدر می باشد.

 

۱۲)پیشوند  -Penta:

تعریف (Definition) :

Five

مثال (Example) به همراه معنی :

Pentagon = a flat shape with five sides and five angles : پنج ضلعی

توضیحات پیشوند penta:

ریشه شناسی انگلیسی
پیشوند penta به معنای پنج

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی penta که به معنی پنج می باشد.

 

۱۳)پیشوند  -Peria:

تعریف (Definition) :

Round, about

مثال (Example) به همراه معنی :

perimeter = the whole length of the border around an area or shape : پیرامون، محیط ، فضای احاطه کننده

توضیحات پیشوند  -Peria:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی peri که به معنی اطراف می باشد.

 

۱۴)پیشوند  -Phil:

تعریف (Definition) :

Someone who likes something

مثال (Example) به همراه معنی :

philology = the study of words and of the way words and languages develop : دانش دوستی ، علم طلبی

philosophy = the study of the nature and meaning of exis-tence, truth, good and evil etc : عشق به دانش و عقل

توضیحات پیشوند  -Phil در آموزش لغات انگلیسی:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی Phil و به معنی دوست می باشد.

 

۱۵)پیشوند  -Phono و -Phon:

تعریف (Definition) :

۱٫Relating to the voice or speed

مثال (Example) به همراه معنی :

Phonetics = the science of speech sounds : آواشناسی

تعریف (Definition) :

۲٫Relating to sound

مثال (Example) به همراه معنی :

Phonoreceptor = a hearing organ : صداگیر

 

توضیحات پیشوند  -Phono و -Phon:

۱٫پیشوندیست که به معنی آوا می باشد.

۲٫پیشوندیبست که مشتق از کلمه یونانی phone که به معنی صدا می باشد.

 

۱۶)پیشوند  -Photo:

تعریف (Definition) :

۱٫Relating to light

مثال (Example) به همراه معنی :

photosensitive paper = apper that changes when light touches it : دارای حساسیت نسبت به نور

 

تعریف (Definition) :

۲٫Relating to photography

مثال (Example) به همراه معنی :

Photo-journalism = the use of photographs in reporting news : (روزنامه نگاری همراه با اتمای زیاد به عکس) روزنامه پردازی مصور

توضیحات پیشوند  -Photo:

۱٫پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی phos که به معنی نور می باشد.

۲٫پیشوندیبست که به معنی عکاسی می باشد.

 

۱۷)پیشوند  -Physio و -Physis:

تعریف (Definition) :

۱٫Relating to nature and living things

مثال (Example) به همراه معنی :

physiology = study of how the body works : فیزیولوژی ،علم طبیعی

 

تعریف (Definition) :

۲٫physical

مثال (Example) به همراه معنی :

physiotherapy = treatment using exercises etc : فیزیوتراپی (تن درمانی)

توضیحات پیشوند  -Physio و -Physis:

۱٫پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی physis که به معنی علم فیزیک می باشد و همچنین به طبیعت و موجودات زنده هم مربوط می شود.

۲٫پیشوندیست که به معنی فیزیک بدن می باشد.

 

۱۸)پیشوند  -Pico:

تعریف (Definition) :

One trillionth (10-12)

مثال (Example) به همراه معنی :

Picogram = One trillionth of a gram : پیکوگرم

Picosecond = one trillionth of a second : تریلیوم ثانیه، پیکو ثانیه

توضیحات پیشوند  -Pico:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه اسپانیایی picos که به معنی تریلیونیم می باشد.

 

۱۹)پیشوند  -Pneum:

تعریف (Definition) :

Breathing , lung

مثال (Example) به همراه معنی :

Pneumonia = inflammation of the lungs : ذات الریه

Pneumatic drill = a large powerful tool worked by air pressure and used for breaking up hard materials, es-pecially road surfaces : چکش بادی، مته ی چکشی، چکش برقی

توضیحات پیشوند  -Pneum:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی pneumon که به معنی ریه می باشد.

 

۲۰)پیشوند  -Politico:

تعریف (Definition) :

[used in adjective] Relating to both plitics and something else

مثال (Example) به همراه معنی :

Politico-economic factors = The study and use of how economic theoty and methods influences political ideology : عامل های اقتصاد سیاسی

Politico-religious movements = The term political religion is based on the observation that sometimes political ideologies or political systems display features more commonly associated with religion : جنبش سیاسی-مذهبی

توضیحات پیشوند  -Politico:

پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین politicus که به معنی سیاست می باشد که نقش صفت را ایفا می کند.

 

۲۱)پیشوند  -Poly:

تعریف (Definition) :

Many

مثال (Example) به همراه معنی :

Polyssyllabic = with three or more syllables : چند سیلابی ، چند هجایی

توضیحات پیشوند  -Poly:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی polys که به معنی چند می باشد.

 

۲۲)پیشوند  -Post:

تعریف (Definition) :

Later than or sfter something

مثال (Example) به همراه معنی :

The post-war years = the years after a particular war : سالهای بعد از جنگ

The post-1979 Conservative povernment = The post-war consensus is a name given by historians to an era in postwar British political history, from the end od World War II in 1945 to the election of conservative Margaret Thatcher as prime Minister in 1979 : حکومت محافظه کار بعد از سال ۱۹۷۹ در سال ۱۹۷۹ تاچر از حزب محافظه کار توانست به عنوان نخست وزیر انگلستان انتخاب شود وی طی سال های ۱۹۷۹ تا اواخر دهه ۸۰ در مقام نخست وزیری قرار داشت.

توضیحات پیشوند  -Post:

پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین Post که به معنی پس از، بعد از می باشد.

 

۲۳)پیشوند  -Pre:

تعریف (Definition) :

۱٫before someone or something ante

مثال (Example) به همراه معنی :

pre-war = before a war : مربوط به قبل زا جنگ

 

تعریف (Definition) :

۲٫in preparation

مثال (Example) به همراه معنی :

a prearranged signal = planned or decided before : قبلا ترتیب دادن، قبلا تهیه کردن

Preset the video = decided or set at an earlier time : از پیش تنظیم کردن

توضیحات پیشوند  -Pre:

۱٫پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین Prea که به معنی قبل ، از پیش می باشد.

۲٫پیشوندیست که به معنی تهیه کردن می باشد.

 

۲۴)پیشوند  -Prim:

تعریف (Definition) :

First or before

مثال (Example) به همراه معنی :

a primary tumour = happening or developing before other things : ابتدایی تومورهای

prime minister = the most imortant minister and leader of the government in some countries which have a parliament : نخست وزیر

توضیحات پیشوند  -Prim:

پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین Primus که به معنی اول یا نخست می باشد.

 

۲۵)پیشوند  -Pro:

تعریف (Definition) :

۱٫Supporting or approving of something OPP anti

مثال (Example) به همراه معنی :

Pro-American = A person who is in favour of or supports America , its people , culture, etc :  وابسته به هوادار آمریکایی

the pro- choice lobby = someone who is pro-choice believes that women have a right to have an abortion : وابسته به هوادار آزادی سقط جنین

 

تعریف (Definition) :

۲٫Technical

doing a job instead of someone

مثال (Example) به همراه معنی :

the pro-vice-chancellor = A deputy to the vice-chancellor of a university : معاون رییس دانشگاه

توضیحات پیشوند pro:

۱٫پیشوندیست که مشتق از کلمه لاتین pro که به معنی موافق، همرای، هوادار می باشد و همچنین به طبیعت و موجودات زنده هم مربوط می شود.

۲٫پیشوندیست که به معنی به جای، در عوض، از طرف، به نیابت می باشد.

 

۲۶)پیشوند  -Proto:

تعریف (Definition) :

Technical

Existing or coming before other things of the same type

مثال (Example) به همراه معنی :

A proto-fascist group = someone who advocates political ideas that could become fascism : گروه پرتو فاشیست، وابسته به فاشیست ها یا فاشیسم

A prototype = the first form that a new design of a car, machine etc has , or a model of it used to test the design before it is produced : نمونه آزمایشی

توضیحات پیشوند  -Proto:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی protos که به معنی آغازی ، اولیه، پیشین می باشد.

 

۲۷)پیشوند  -Pseudo:

تعریف (Definition) :

False or not real

مثال (Example) به همراه معنی :

pseudo-intellectuals = people who pretend to be clever : شبه روشنفکران

She dismisses astrology as pseudo-science = Any of various methods, theories , or systems , as asrtology , psychokinesis, or clairvoyance, considered as having no scientific basis : مجموعه تئوریها و فرضیه ها و روشهایی که به غلط علمی قلمداد می گردند، شبه علم

 

توضیحات پیشوند  -Pseudo:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی Pseudos که به معنی غلط یا اشتباه، بدلی،شبه،شبیه می باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.