09190865935
0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف i بخش سوم

۱)پسوند  ism-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

A political brlief or religion based on a particular principle or the ideas and beliefs of a particular person

مثال (Example) به همراه معنی :

socialism = an economic and political system in which large industries are owned by the government : جامعه داری اقتصاد سوسیالیستی، سوسیالیسم

Buddhism = a religion of east and central Asia, besed on the teaching of Gautama Buddha : مذهب بودا

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

The action or process of doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

Criticism = remarks that say what you think is bad about someone or something : انتقادی، نقد ادبی، انتقاد

تعریف (Definition) :

۳٫[in nouns]

An action or remark that has a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

witticism = funny remarks : بذله گویی، لطیفه، شوخی

تعریف (Definition) :

۴٫[in nouns]

The state of being like something or someone, or having a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

heroism = being a hero; bravery : گردی، قهرمانی، شجاعت

magnetism = being magnetic : علم مغناطیس، مغناطیس شناسی

تعریف (Definition) :

۵٫[in nouns]

Illness caused by too uch of something

مثال (Example) به همراه معنی :

alcoholism = the medical condition of being and alcoholic : میخوارگی، اعتیاد به نوشیدن الکل

تعریف (Definition) :

۶٫[in nouns]

The practice of treating people unfairy because of something

مثال (Example) به همراه معنی :

sexism = making unfair differences between men and women : تبعیض جنسی

racism = unfair treatment of people, or violence against them, because they belong to a different race from your own : راسیسم، نژادپرستی، تبعیض نژادی

توضیحات پسوند  ism:

در این قسمت از  آموزش لغات انگلیسی همراهتان هستیم با سری پسوندها با حرف I بخش سوم

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی مکتب، گرایی، تمایل به، انگاری می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت، بودن می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی نمونه ی ، مثالی از می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی ویژگی، خاصیت می باشد.

۵٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی نابهنجاری، شدت می باشد.

۶٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی رفتار ناعادلانه می باشد.

 

۲)پسوند  ist-:

تعریف (Definition) :

۱٫[In nouns]

Someone who belives in a particular religion or set of principles or idea

مثال (Example) به همراه معنی :

Buddhist = A person belives in Buddhism : بودائی

atheist = A person does not believe that God exists : منکر خدا، خدانشناس، ملحد

nationalist = someone who believes their country is best : ازادی طلب، ملی گرا، ملت گرای

تعریف (Definition) :

۲٫[In adjectives]

Relating to or showing a particular political or religious belief

مثال (Example) به همراه معنی :

socialist views = based on socialism : جامعه گرای، سوسیالیست

Rightist perties = political parties with right-wing opinions : جناح راستی

تعریف (Definition) :

۳٫[In nouns]

Someone who studies a particular subject plays a particular instrument, or does a particular type of work

مثال (Example) به همراه معنی  آموزش لغات انگلیسی از پایه :

linguist = someone who studies or learns languages : زبان شناس، متخصص زبان شناسی

novelist = someone who writes novels : رمان نویس

guitarist = someone who plays the guitar : گیتارزن

machinist = someone who operates a machine : ماشینیست متصدی دستگاه تراش

تعریف (Definition) :

۴٫[In adjectives]

Treating people unfairy because of something

مثال (Example) به همراه معنی :

sexist remark = making unfair differences between men and women : تبعیض جنسی، برترشناسی ژادی

تعریف (Definition) :

۵٫[In nouns]

Someone who treats people unfairy because of something

مثال (Example) به همراه معنی :

racists = someone who believes that people of their own race are better than others, and who treats people from other races unfairly and sometimes violently : نژادپرست

توضیحات پسوند  ist:

ریشه شناسی انگلیسی
پسوند  ist به معنای پیرو می باشد

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی پیرو می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی پیرو می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی خبره در، کار، کارشناس در می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی رفتار ناعادلانه می باشد.

۵٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی رفتار ناعادلانه می باشد.

 

۳)پسوند  ite-:

تعریف (Definition) :

۱٫[In nouns]

A follower or supporter of a particular idea or person – often used in order to show disapproval

مثال (Example) به همراه معنی :

Trotskyites = followers of Trotsky’s political ideas: لئون تروتسکی (بلشویک روسی)

the Pre-Raphaelites = relating to the members of a group of late 19 th – century English painters and artists : (نقاش انگلیس از ۱۸۴۸) مکتب پیش رافئلی، مکتب بازنمایی طبیعت آنطور که هست

تعریف (Definition) :

۲٫[In adjectives]

Relating to a particular set of religious or political ideas, or with the ideas of a particular person

مثال (Example) به همراه معنی :

Reaganite opinions = supporter of Ronald Reagan 40 th President of the United States (1981-1989) : رونالد ریگان (چهلمین رییس جمهور آمریکا)

تعریف (Definition) :

۳٫Someone who lives in a particular place or belongs to a particular group

مثال (Example) به همراه معنی :

Brooklynite = someone from Brooklyn : شخصی از محله ی بروکلین (در شهر نیویورک- امریکا)

The Isrealites = in the Bible : یهودی، کلیمی، جهود (به ویژه در مورد سرزمین و مردم اسرائیل باستان به کار می رود)

توضیحات پسوند  ite:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عضو، پیرو، هوادار می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی وابسته به مربوط به یک مجموعه ای از ایده های مذهبی و یا سیاسی، یا با ایده های یک فرد خاص می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی از نژاد، از تبار، از نسل، اهل، شهروند، ساکن می باشد.

 

۴)پسوند  itis-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

An illness or infection that effects a particular part of your body

مثال (Example) به همراه معنی :

tonsillitis = infection of the tonsils : ورم لوزتین، ورم لوزه، زهر باد

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

Humorous the condition of having too much of something or liking something too much

مثال (Example) به همراه معنی :

televisionotos = watching too much television : تماشای بیش از حد تلویزیون

توضیحات پسوند  itis در در ریشه شناسی استاد انگلیسی:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی (پزشکی) آماس، بیماری آماس آور می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی اعتیاد به، خستگی ناشی از می باشد.

 

۵)پسوند  itude- و tude-:

تعریف (Definition) :

the state of having a quality

مثال (Example) به همراه معنی :

certituse = the state of being or feeling certain about something : اطمینان، یقین، دقت

attitude = the opinions and feelings that you usually have about something, especially when this is shown in your behaviour : (طرز) برخورد

توضیحات پسوند  itude و tude:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی بودن می باشد.

 

۶)پسوند  ity- و ty-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

The state of having a particular quality, or something that has that quallity

مثال (Example) به همراه معنی :

with great regularity = regulary : مرتبا، به طور منظم

such stupidities = stupid avtion or remarks : حماقت، ابلهی، کودنی، کم هوشی

توضیحات پسوند  ity و ty:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت، ویژگی، نمونه، مثال می باشد.

 

۷)پسوند  ive-:

تعریف (Definition) :

[in nouns and adjectives]

Someone oe something that does something or can do something

مثال (Example) لغات انگلیسی به همراه معنی :

an explosive = substance that can explode : قابل احتراق، منفجر شونده

a detective = someone who tries to discover facts about crimes : کاراگاه، کارگاه

the adoptive parents = who adop a child : انتخابی، اقتباسی

توضیحات پسوند  ive:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی وابسته به، متعلق به، دارای خاصیت، متمایل به، گراینده به می باشد.

 

۸)پسوند  ization- و isation-:

تعریف (Definition) :

Makes nouns from verbs ending in-ize

مثال (Example) به همراه معنی :

civilization = a society that is well organized and developed : تمدن، مدنیت، انسانیت

crystallization = The act or process of crystallizing : تبلور، بلورسازی

توضیحات ization و isation:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عمل، انجام، روند، فرآیند، کردن می باشد.

 

۹)پسوند  ize- و ise-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in verbs]

To make something have more of a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

modernize = make something more modern : نوین کردن، بطرز نوینی درآوردن

Americanized spelling = spelling made more American : بصورت آمریکایی درآوردن

Privatized transport = bus or train services that are owned and operated by private companies : خصوصی سازی

تعریف (Definition) :

۲٫[in verbs]

To change something to something else, or be changed to something else

مثال (Example) به همراه معنی :

The liquid crystallized = turned into crystals : بلورین کردن یا شدن

تعریف (Definition) :

۳٫[in verbs]

To speak or think in the way mentioned

مثال (Example) به همراه معنی :

To soliloquize = speak a soliloquy, to yourself : با خود گفتگو کردن، با خود گفتن

sermonizing =speaking solemnly, as if in a sermon : موعظه کردن، وعظ کردن

تعریف (Definition) :

۴٫[in verbs]

To put into a particular place

مثال (Example) به همراه معنی :

hospitalize = if someone is hospitalized, they are taken into a hospital for treatment : بستری کردن در بیمارستان

توضیحات پسوند  ize و ise:

۱٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی موجب شدن، کردن، ساختن، همانند کردن است.

۲٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی شدن، همانند شدن، تبدیل شدن به می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی دست به کار شدن، (به روش ویژه ای) عمل کردن می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید فعل می کند و به معنی در یک مکان خاص قرار دادن می باشد.

 

۱۰)پسوند  ium-:

تعریف (Definition) :

۱٫place

مثال (Example) به همراه معنی :

stadium = a building for public events: ورزشگاه، میدان ورزش

تعریف (Definition) :

۲٫Year

مثال (Example) به همراه معنی :

millennium = a period of 1,000 years : هزارسال، هزارمین سال، هزاره

تعریف (Definition) :

۳٫Feeling

مثال (Example) به همراه معنی :

equilibrium = a state in which you are calm and not angry : پایدار، تعادل

تعریف (Definition) :

۴٫Office

مثال (Example) به همراه معنی :

consortium = a group of companies or organizations who are working together : ائتلاف چند شرکت با هم برای انجام امور انتفاعی، کنسرسیوم

تعریف (Definition) :

۵٫Matellic elements

مثال (Example) به همراه معنی :

titanium = a strong light silver-white metal : تیتانیوم

توضیحات پسوند  ium:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی جا و مکان می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی سال می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی احساس می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی دفتر یا اداره می باشد.

۵٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عناصر فلزی می باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *