09190865935
0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف e بخش دوم

۱)پسوند  enne-:

تعریف (Definition) :

It forms feminine nouns

مثال (Example) به همراه معنی :

equestrienne = A woman who rides horses : زن اسب سوار، شوالیه زن

توضیحات پسوند  enne:

در ریشه شناسی استاد انگلیسی پسوند  enne، پسوندیست که تولید اسم مونث می کند.

 

۲)پسوند  ent-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives and nouns]

Another form of the suffix –ant

مثال (Example) به همراه معنی :

local residents = someone who lives or stays in a particular place : ساکنین محلی

توضیحات پسوند  ent:

پسوندیست که تولید صفت و اسم می کند و به معنی کننده، کسی که، چیزی که می باشد.

 

۳)پسوند  er-:

تعریف (Definition) :

۱٫Forms the comparative of many short adjectives and adverbs

مثال (Example) به همراه معنی :

hot, hotter : گرم، گرم تر

fast, faster : سریع، سریع تر

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

Someone who does something or is doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

a dancer = someone who dances as a profession : رقاص

a driver = someone who drives a car, bus : راننده

تعریف (Definition) :

۳٫[in nouns]

Somethings that does something

مثال (Example) به همراه معنی :

a scraper = a tool you use for scraping : رنده، اسکریپر، خراشنده

توضیحات پسوند  er:

۱٫پسوندیست که صفت تفضیلی ساز می سازد

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی کننده انجام عمل می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی یک وسیله می باشد.

 

۴)پسوند  ery- و ry-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

A quality or condition

مثال (Example) به همراه معنی :

bravery = the quality of being brave : دلیری، شجاعت

slavery = the condition of being a slave : بندگی، بردگی

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

Things of a particulary kind

مثال (Example) به همراه معنی :

machinery = different types of machines : آلات موتورخانه، ماشین آلات

all her finery = beautiful clothes : زر و زیور، جامه پر زرق و برق

تعریف (Definition) :

۳٫[in nouns]

A place where a particular activity happens

مثال (Example) به همراه معنی :

a bakery = where bread is baked : دکان نانوایی یا شیرینی پزی

an oil refinery = a factoty where somethings such as oil or sugar is made purer : پالایش، پالایشگاه، تصفیه خانه

توضیحات پسوند  ery و ry :

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت، بودن می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی مجموعه، -جات می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی جا، محل می باشد.

 

۵)پسوند  escent-:

تعریف (Definition) آموزش لغات انگلیسی:

Becoming

مثال (Example) به همراه معنی :

evanescent = something that is evanescent does not last very long : محو شونده، ناپایدار

recrudescent = Breaking out a fresh or into renewed activity; revival or reappearance inactive existence : عود کننده

توضیحات پسوند  escent:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی فرآیند چیزی، روش می باشد.

 

۶)پسوند  ese-:

تعریف (Definition) :

۱٫[In nouns]

The people or language of a particular country or place

مثال (Example) به همراه معنی :

the Viennese = people from Vienna : وینی، اهل وین

Japanese = the language of Japan : ژاپنی، ژاپونی

تعریف (Definition) :

۲٫[In adjectives]

Belonging to a particular country or place

مثال (Example) به همراه معنی :

Chinese music = Related to China : چینی

تعریف (Definition) :

۳٫[In nouns] informal

Language or words used by a particular group, especially when it sounds ugly or is difficult to understand

مثال (Example) به همراه معنی :

journalese = language used in newspapers : بزرگ جلوه دادن مطالب در روزنامه نگاری

language used in official or legal writing : زبان رسمی و اداری

توضیحات پسوند  ese:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی وابسته به زبان و مردم یک کشور می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی وابسته به کشور یا جایی می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی (معمولا با معنی منفی) وابسته به حرفه ی بخصوص می باشد.

 

۷)پسوند  esque-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in adjectives]

In the manner or style of a particular person, group, or place

مثال (Example) به همراه معنی :

Kafkaesque = in the style of the writer Franz Kafka : به سبک کافکا (پیچیده و کابوس مانند)

تعریف (Definition) :

۲٫[in adjectives]

Having a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

picturesque = pleasant to look at : شایان تصویر، خوش منظره

توضیحات پسوند  esque:

۱٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی به روش، به سبک می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی همانند ، سان، دارای ویژگی می باشد.

 

۸)پسوند  ess-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

A female

مثال (Example) به همراه معنی :

an actress = a female actor : هنرپیشه زن، بازیگر زن

two lionesses = a female lion : ماده شیر

توضیحات پسوند  ess:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی نشان تانیث (مادگی) می باشد.

 

۹)پسوند  est-:

تعریف (Definition) :

Forms the superlative of many short adjectives and adverbs

مثال (Example) به همراه معنی :

early, earlier, earliest : زود، زودتر، زودترین

cold, colder, coldest : سرد، سردتر، سردترین

توضیحات پسوند  est:

ریشه شناسی زبان انگلبیسی
پسوند  est به معنی عالی

پسوندیست که صفت و قید را تبدیل به حالت عالی می کند، – ترین

 

۱۰)پسوند  eth- و th-:

تعریف (Definition) :

old use or biblical

Forms the third person singular of verbs

مثال (Example) به همراه معنی :

he giveth

توضیحات پسوند  eth و th:

(قدیمی و در انجیل) پسوندیست که سوم شخص مفرد را در زمان حال می سازد.

 

۱۱)پسوند  ette-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

A small thing of a particular type

مثال (Example) به همراه معنی :

a kitchenette = small kitchen : آشپزخانه کوچک

a snackette = a very small meal : ساندویچ کوچک

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

A woman who is doing a particular job

مثال (Example) به همراه معنی :

an usherette = female usher : راهنمای زن یا کنترل سینما و غیره

تعریف (Definition) :

۳٫[in nouns]

Something that is not real, but is imitation

مثال (Example) به همراه معنی :

flannelette = soft cotton cloth used especially for making nightclothes and sheets : پارچه پنبه ای شبیه فلانل

leatherette = a cheap material made to look like leather : کاغذ یا پارچه چرم نما

توضیحات پسوند  ette:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی کوچک، چه می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی کننده انجام عمل مونث می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی مصنوعی، جانشین می باشد.

 

۱۲)پسوند  ey-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives]

The form used for –y, especially after y

مثال (Example) به همراه معنی :

clayey soil = Covered with clay : گلی، رستی

توضیحات پسوند  ey:

پسوندیست که تولید صفت می کند و برابر با Y (معمولا پس از واژه هایی که با Y ختم می شوند می آید).

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.