0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف B بخش سوم

۱)پسوند  Bill 2:

تعریف (Definition) :

pole with a sharp blade at the end, piece of wood, stick

مثال (Example) به همراه معنی :

billhook = a tool that has a curved blade with a hooked piont, used for cutting off tree branches etc : دستغاله، داس لبه کوتاه برای زدن شاخ و برگ

billiards = a game played on a cloth-covered table in which balls are hit with a cue against each other and into pockets at the edge of the table : بیلیارد

bill = a polearm weapon used by infantry in medieval Europe : ناچخ (سلاح های پیاده نظام در قرون وسطی)

توضیحات پسوند  Bill 2:

با سری پسوندها سری B، بخش سوم از آموزش لغات انگلیسی از پایه همراهتان هستیم.

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه فرانسه قدیم bille که به معنی یک دسته بلند و نوک تیز ، قطعه چوب ، چوب می باشد.

 

۲)پسوند  Bin:

تعریف (Definition) :

two by two

مثال (Example) به همراه معنی :

binoculars = a pair of special glasses, that you hold up to your eyes to look at objects that are a long distance : دوربین صحرایی

binomial = a mathematical expression that has two parts connected by the sign + or the sign – , for examole 3x + 4y or x – ۷ : (جمله ی ریاضی شامل دو ردیف عدد که با نشان + یا – به هم وصل شده باشند)

the binary system = a system of counting , used in computer, in which only the numbers 0 and 1 are used : (کامپیوتر) باینری، دوگان (عدد ۱ و صفر)، دودویی

توضیحات پسوند  Bin:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین bini که به معنی دو به دو می باشد.

 

۳)پسوند  Bio:

تعریف (Definition) :

Life, Way of life

مثال (Example) به همراه معنی :

aerobic = using oxygen : هوازی

amphibious = able to live both on land and in water : (جانورشناسی) دوزیستی

توضیحات پسوند  Bio:

پیشوندیست که مشتق از کلمه یونانی bios که به معنی زیست یا زیست شناسی می باشد

 

۴)پسوند  Biter:

تعریف (Definition) :

to come, to go, one who goes somewhere (as witness or judge)

مثال (Example) به همراه معنی :

arbiter = someone who influences society’s opinions about what is stylish, socially acceptable etc : میانجی، داور، حکم

arbitrate = to officially judge how an argument between two opposing sides should be settled : داوری کردن، حکم شدن

arbitrary = decided or arranged without any reason or plan, often unfairly : بر پایه ی داوری و ترجیح فردی

توضیحات پسوند  Biter در آموزش واژگان انگلیسی :

۱٫ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین baetere که به معنی رفتن، آمدن می باشد.

۲٫ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین arbiter که به معنی کسی که در جایی می رود (به عنوان شاهد یا قاضی ) می باشد.

 

۵)پسوند Blanc و Blank:

تعریف (Definition) :

White

مثال (Example) به همراه معنی :

blank = without any writing , print, or recorded sound : سفید، جای ننوشته، عاری از نوشته

blanch = to put vegetables, fruit, or nuts into boiling water for a short time : (به منظور سفید کردن) در آب جوش فرو کردن

blancmange = a cold sweet food made from cornflour, milk, and sugar: (خوراک پردازی) دسر (پس خوراک)

blanket = a cover for a bed, usually made of wool : پتو

توضیحات پسوند Blanc و Blank:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه فرانسه قدیم blanc که به معنی سفید می باشد.

 

۶)پسوند Bland:

تعریف (Definition)  پسوند Bland در  ریشه شناسی استاد انگلیسی :

to flatter

مثال (Example) به همراه معنی :

blandishments = pleasant things that you say in order to persuade or influence someone : زبان چرب و نرم، شیره مالی

bland = without any excitement, strong opinions, or special character : ملایم، میانه رو، خوش برخورد

blandisher = someone who blandishes : چاپلوس

توضیحات پسوند Bland:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین blandus که به معنی چاپلوسی کردن می باشد.

 

۷)پسوند Blas:

تعریف (Definition) :

speaking evil

مثال (Example) به همراه معنی :

blaspheme = to speak in a way that insult God or people’s religious beliefs, or to use the names of God and holy things when swearing : کفرگویی کردن، به خدا یا مقدسات بی احترامی کردن

blasphemy = something you say or do that is insulting to God or people’s religious beliefs : کفرگویی، توهین (به خداوند یا مقدسات)

blame = to say or think that someone or somethings is responsible for something bad : مقصر شناختن، تقصیر کار دانستن

توضیحات:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه یونانی blasphemos که به معنی بد یمن، شوم می باشد.

 

۸)پسوند Blast(o):

تعریف (Definition) :

cell, primitive, immature cell

مثال (Example) به همراه معنی :

blastula = an early stage of embryonic development : (زیست شناسی) بلاستولا، رویان رده

fibroblast = a cell that forms connective tissue : (باخته ی درشت و پهن که در ساختن تار نقش عمده دارد)

blastoderm = the layer surrounding the inside of an egg : (زیست شناسی) رویان پوست

توضیحات پسوند Blast(o):

پسوند Blast در ریشه شناسی لغات انگلیسی ، ریشه لغتی است که مشتق از کلمه یونانی blastos که به معنی سلول، جوانه می باشد.

 

۹)پسوند Blur:

تعریف (Definition) :

to make (the eyes) unable to see clearly

مثال (Example) به همراه معنی :

blur = to become difficult to see, or to make something difficult to see, because the edges are not clear : نامشخص شدن، کدر کردن یا شدن، مات کردن یا شدن

bleary = unable to see very clearly, because you are tired or have been crying : (در مورد چشمان) باد کرده و تار

blurred = unclear in shape , or making it difficult to see shapes : تار، مات

توضیحات پسوند Blur:

ریشه شناسی زبان انگلبیسی
پسوند Blur به معنای تار دیدن

ریشه لغتی است که مشتق از blear که به معنی تار دیدن می باشد.

 

۱۰)پسوند Bob 1:

تعریف (Definition) :

to hit ,punch

مثال (Example) لغات انگلیسی به همراه معنی :

bob = to cut someone’s especially a woman’s , hair in a bob : حلقه یا دسته ی موی کوتاه، طرهی گیسو، کاکل

bobbin = a samal round object that you wind thread onto, especially for a sewing machine : ماسوره، قرقره، سیم پیچ، کویل

bobble = a smal soft ball, usually made of wool, that is used especially for decorating clothes : منگوله، منجوق، گوی یا گویچه پشمی

bobble hat = a woolen hat with a bobble on the top : کلاه پشمی

توضیحات پسوند Bob 1:

ریشه لغتی است که مشتق از bob که به معنی ضربه، مشت می باشد.

 

۱۱)پسوند Bob 2:

تعریف (Definition) :

short

مثال (Example) به همراه معنی :

bobby socks, bobby sox = girls’ short socks that have the tops turned over : جوراب کوتاه دخترانه، جوراب ساق کوتاه

bobcat = a large North American wild cat that has no tail : گربه ی دم کوتاه

bobsleigh = a small vehicle with two long thin metal blades instread of wheels, that is used for recing down a special ice track : مسابقه لوژ سواری

توضیحات پسوند Bob 2:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه bob که به معنی کوتاه می باشد.

 

۱۲)پسوند Bon:

تعریف (Definition) :

good

مثال (Example) به همراه معنی :

bonny = pretty and healthy :زیبا، جذاب، دلپذیر

bonus = money added to someone’s wages, especially as a reward for good work : پاداش ، انعام، جایزه

boon companion = a very close friend : هم پیاله

bounty = the quality of being generous : گشاده دستی، بخشندگی

توضیحات پسوند Bon:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه فرانسه قدیم bon که به معنی خوب می باشد.

 

۱۳)پسوند Bottle:

تعریف (Definition) :

wooden container for liquid

مثال (Example) به همراه معنی :

bottle = a container with a narrow top for keeping liquids in , usually made of plastic or glass : بطری، شیشه

butler = the main male servant of a house : سر پیشخدمت

bottle-feed = to feed a baby or young animal with milk from a bottle rather than form their mother’s breast : به کودک شیر دادن (بطری)

توضیحات پسوند Bottle:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین buttis که به معنی ظرف چوبی برای مایع جات می باشد.

 

۱۴)پسوند Brace:

تعریف (Definition) :

Two arms

مثال (Example) به همراه معنی :

brace = something that is used to strengthen or support something, or to make it stiff : بست زدن به

bracelet = a band or chain that you wear around your wrist or arm as a decoration : دستبند، النگو، بازوبند

brassiere = a bra : پستان بند

embrace = to put your arms around someone and hold them in a friendly or loving way : در آغوش گرفتن، بغل کردن

توضیحات پسوند Brace:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه لاتین bracchium که به معنی دو بازو، دو دست می باشد.

 

۱۵)پسوند Braise:

تعریف (Definition) :

burning coal

مثال (Example) به همراه معنی :

braise = to cook meat or vegetables slowly in a small amount of liquid in a closed container : (گوشت یا سبزی را) اول در روغن کمی سرخ کردن و سپس با کمی آب جوشاندن

brazier = a metal container that holds a fire and is used to keep people : منقل (آتش)، آتشدان

breeze-block = a light brick used in building , made of cement and cinders : آجر سیمانی سبک

توضیحات پسوند Braise در آموزش لغات انگلیسی:

ریشه لغتی است که مشتق از کلمه فرانسه قدیم braise که به معنی زغال سنگ سوزان می باشد.

 

 

۱۶)پسوند Brav:

تعریف (Definition) :

Foreign, brave, wild

مثال (Example) به همراه معنی :

bravado = behavior that is deliberately intended to make other people believe you are brave and confident : لاف دلیری، پهلوان پنبه

brave = dealing with danger, pain , or difficult situations with courage and confidence : دلاور، تهم، شجاع

bravura = great skill shown in the way you perform, write, paint etc, especially when you do something very difficult : (موسیقی) قطعه ای پر آب و تاب که برای به رخ کشیدن مهارت نوازنده تصنیف شده باشد

bravo = used to show your approval when someone, especially a performer, has done something very well : مریزاد،آفرین، براوو، هورا

barbarous = wild nd not civilized : وحشی، بی تربیت

توضیحات پسوند Brav:

۱٫ریشه لغتی است که مشتق از کلمه اسپانیایی قدیم bravo که به معنی وحشی، شجاع می باشد

۲٫ریشه لغتی است که مشتق از کلمه یونانی barbarius که به معنی بیگانه، خارجی می باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.