0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف A بخش اول

۱)پسوند  ability- و ibility-:

تعریف (Definition) :

Talent, skill, or proficiency in a particular area

مثال (Example) به همراه معنی :

manageability = easy to control or deal with : قابلیت اداره

capability = the natural ability, skill, or power that makes a machine, person, or organization able to do something : قدرت، توانایی

توضیحات پسوند  ability- و ibility-:

با ما همراه باشید با آموزش لغات انگلیسی سری پسوندها با حرف A بخش اول

پسوندیست که به صفتهای که به ableو ible ختم میشوند ترکیب میشوند و تولید اسم می کند و به معنی توانایی، تمایل، قابلیت، ظرفیت می باشد.

 

۲)پسوند  able- و  ible-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in adjectives]

That you can do something to

مثال (Example) به همراه معنی :

washable = it can be washed : شستنی، قابل شستشو

unbreakable = it cannot be broken : غیر قابل شکستنی

loveable = easy to love : دوست داشتنی، محبوب، جذاب

تعریف (Definition) :

۲٫[in adjectives]

Having a particular quality or condition

مثال (Example) به همراه معنی :

Knowledgeable= knowing a lot : وارد بکار، باهوش

Comfortable = making you feel physically relaxed : راحت

توضیحات پسوند  able- و ible-:

پسوندیست که با اسم ترکیب می شود و تولید صفت میکند و به معنی ۱-قادر، توانا، شدنی ۲٫قابل، پذیر ۳-لایق، درخور، داشتنی ۴-دارای خصوصیات ویژه ۵٫متمایل، خواهان می باشد

 

۳)پسوند  ably- و  ibly-:

تعریف (Definition) :

[in adverbs]

Forming adverbs corresponding to adjectives ending in –able

مثال (Example) به همراه معنی لغات انگلیسی :

unbelievably = very good, successful, or impressive : به طور باورنکردنی

توضیحات پسوند  ably- و ibly-:

پسوندیست که به صفتهای که به able ختم می شوند ترکیب می شود و تولید قید می کند و به معنی توانایی، لیاقت، تمایل، استعداد، به طور می باشد.

 

۴)پسوند  acious- و  icious-:

تعریف (Definition) :

(forming adjectives)

Inclined to ; having as a capacity; Full of

مثال (Example) به همراه معنی :

Audacious = showing great courage or confidence in a way that is impressive or slightly shocking : بی پروا، بی باک، بی باکانه

توضیحات پسوند  acious- و  icious-:

پیشوندیست که با اسم ترکیب می شود و تولید صفت می کند و به معنی وابسته به ، پر از، متمایل به می باشد.

 

۵)پسوند  acy-:

تعریف (Definition) :

State or quality

مثال (Example) به همراه معنی :

privacy = the state of being free from public attention : استقلال پیام، خلوت، تنهایی

توضیحات پسوند  acy-:

پسوندیست که با صفت ترکیب می شود و تولید اسم می کند و به معنی وضعیت یا کیفیت می باشد.

 

۶)پسوند  ade-:

تعریف (Definition) :

۱٫Denoting an action that is completed

مثال (Example) به همراه معنی :

barricade = a temporary wall or fence across a road, door etc that prevents people from going through : سد جاده، سنگربندی کردن

blockade = the urrounding of an area by soldiers or ships to stop people or supplies entering or leaving : بلوکه کردن، راه بندان

تعریف (Definition) :

۲٫Denothing the body concerned in an action or process

مثال (Example) به همراه معنی :

Brigade = a large group of soldiers forming part of an army : تیپ، دسته، تشکیلات

Cavalcade = a line of poeple on horses or in cars or carriages moving along as part of a ceremony : دسته اسب سواران، گردش سواره

تعریف (Definition) :

۳٫A drink made oparticular fruit normally a citrus

مثال (Example) به همراه معنی :

lemonade = a sweet fizzy drink that tastes of lemons : لیموناد، شربت آبلیمو

marmalade = a jam made from fruit such as oranges, lemons, or grapefruit : مربای نارنج، مربای به

 

در ریشه شناسی استاد انگلیسی توضیح پسوند  ade- عبارت است از:

۱٫پیشوندیست که تولید اسم می کند و به معنی تکمیل کاری می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی دسته، تشکیلات می باشد.

۳٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی یک نوشیدنی ساخته شده از میوه های خاص، به طور معمول مرکبات می باشد.

۴٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی نتیجه یک محصول می باشد.

 

۷)پسوند  age-:

تعریف (Definition) :

۱٫Result of doing sth

مثال (Example) به همراه معنی :

Shrinkage = the act of shrinking , or the amount that something shrinks : آب رفتگی

تعریف (Definition) :

۲٫The cost of doing sth

مثال (Example) به همراه معنی :

Postage  = the money charged for sending a letter, package etc by post : حمل بوسیله پست، مخارج پستی

تعریف (Definition) :

۳٫A particular state

مثال (Example) به همراه معنی :

Peerage = the rank of  a British peer : طبقه لردها، مقام سناتوری

 

توضیحات پسوند  age-:

۱٫پیشوندیست که با فعل ترکیب می شود و تولید اسم می کند و به معنی نتیجه کاری می باشد

۲٫پسوندیست که با فعل ترکیب می شد و تولید اسم میشکند و به معنی هزینه کاری می باشد.

۳٫پسوندیست که با فعل ترکیب میشود و تولید اسم می کند و به معنی وضعیت خاصی می باشد.

 

۸)پسوند  agogy-:

تعریف (Definition) :

Leading

مثال (Example) به همراه معنی :

Pedagogy = the practive of teaching or the study of teaching : فن آموزش و پرورش کودک

Demagogy  = a political leader who tries to make pepole feal strong emotions in order in influence their opinions : عوام قریبی

توضیحات پسوند  agogy-:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی راهنما، رهنمون می باشد.

 

۹)پسوند aholic- و holic-:

تعریف (Definition) :

[in nouns and adjectives]

Someone who cannot stop doing something or using something

مثال (Example) به همراه معنی :

workaholic = someone who never stops working : معتاد به پرکاری، خرکار، کار بیمار

chocaholic = someone who loves chocolat : معتاد به شکلات

توضیحات پسوند  aholic- و holic-:

پسوندیست که تولید اسم یا صفت می کند و به معنی کسی در کاری زیاده روی می کند می باشد.

 

۱۰)پسوند  al-:

تعریف (Definition) :

۱٫Concerning sth

مثال (Example) به همراه معنی :

coastal = in the sea or on the land near the coast : ساحلی، کناری

تعریف (Definition) :

۲٫Action of doing sth

مثال (Example) به همراه معنی :

arrival = when someone or something arrives somewhere: حضور در خدمت، ورود، دخول

توضیحات پسوند  al-:

۱٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی درباره ی ، درمورد، با توجه به می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عمل یا فرآیند می باشد.

 

۱۱)پسوند an- و ean- و ian- :

تعریف (Definition) :

۱٫[In adjectives and nouns]

Someone or something of, fro, or connected with a particular thing, place or person

مثال (Example) به همراه معنی :

suburban = related to a suburb : اهل حومه شهر، برون شهری

crustacean = an animal such as a lobster or crab that has a hard outer shell and several pairs of legs, and usually lives in water : خانواده خرچنگ، رده سخت پوستان

تعریف (Definition) :

۲٫[In nouns]

Someone skilled in or studying a particular subject

مثال (Example) به همراه معنی :

historian = someone who studies history : تاریخ نویس، تاریخ دان، مورخ

توضیحات پسوند an- و ean- و ian- :

۱٫پسوندیست که تولید صفت و اسم می کند و به معنی درباره ی یک ، چیز یا شخص خاص می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی شخص ماهر در زمینه خاصی می باشد.

 

۱۲)پسوند ana- :

تعریف (Definition) :

[in nouns]

Another form of the suffix-iana

مثال (Example) به همراه معنی :

americana = objects that are considered to be typical of the US : اطلاعات و حقایق مربوط به آمریکا

توضیحات پسوند ana- :

این پسوند در آموزش واژگان انگلیسی پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی روایات، دانستنی ها می باشد.

 

۱۳)پسوند ance- و ence-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

The action, state, or quality of doing something or of being something

مثال (Example) به همراه معنی :

his sudden appearance = he appeared suddenly : حضور

dependence = when you depend on the help and support of someone or something else in order to exist or be successfull : عدم استقلال، توکل، تبعیت

 

توضیحات پسوند ance- و ence-:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی انجام عمل می باشد.

 

۱۴)پسوند ancy- و ency-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

The satte or quality of doing soemthing or of being something

مثال (Example) به همراه معنی :

expectancy = state of expecting : انتظار، امید، توقع، احتمال

consistency = the quality of always being the same : ثبات، استحکام، درجه غلظت

توضیحات پسوند ancy- و ency-:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی انجام عمل می باشد.

 

۱۵)پسوند andry-:

تعریف (Definition) :

Concerning males or men

مثال (Example) به همراه معنی :

Polayandry = the custom of having more than one husband at the some time in societies where thi is legal : چند شوهری، تعدد ازدواج

توضیحات پسوند andry-:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی در مورد جنس مذکر یا مردان می باشد.

 

۱۶)پسوند ant- و ent-:

تعریف (Definition) :

[in nouns and adjectives]

Soemone or something that does something, or that has a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

servant = Someone who serves others : نوکر، خدمتکار

disinfectant = substance for killing germs : داروی ضد عفونی، ماه گندزدا

different = not like something or someone else: متمایز، متفاوت

توضیحات پسوند ant- و ent-:

پسوندیبست که تولید صفت و اسم می کند و به معنی دارای، نشان دهنده، کننده انجام عمل می باشد.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.