09190865935
0

ریشه شناسی | گروه پسوندها با حرف o

۱)پسوند  ocracy- و cracy-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

Govermment by a particular sort of people or according to a particular principle

مثال (Example) به همراه معنی :

democracy = government by the people : مردم سالاری، دموکراسی

meritocracy = government by people with the most ability : نخبه سالاری

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

Powerful social class

مثال (Example) به همراه معنی :

aristocracy = the people in the highest social class : آریستو کراسی، اشراف سالاری

توضیحات پسوند  ocracy و cracy:

با ما همراه باشید با آموزش لغات انگلیسی از پایه، پسوندها سری o.

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی سالاری، حکومت می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی طبقه اجتماعی قدرتمند می باشد.

 

۲)پسوند  ocrat- و crat-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

Someone who believes in a particular principle of government

مثال (Example) به همراه معنی :

a democrat = someone who believes in government by the people : طرفدار اصول حکومت ملی، عضو حزب دموکرات

a technocrat = a scientist who controls an organization or country : فن سالار

توضیحات پسوند  ocrat و crat:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی، هوادار، پیرو، عضو می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی عضو طبقه اجتماعی قدرتمند می باشد.

 

۳)پسوند ocratic-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives]

مثال (Example) به همراه معنی :

a democratic government = controlled by representatives who are elected by the people of a country : دمکراتیک، دموکراتیک

ocratically

تعریف (Definition) :

[In adverbs]

مثال (Example) به همراه معنی :

democratically elected councils = in a democratic manner : بر طبق اصول حکومت ملی

توضیحات پسوند ocratic با آموزش لغات انگلیسی:

پسوندیست که تولید صفت و قید می کند.

 

۴)پسوند ography- و ogram-:

تعریف (Definition) :

Writing description

مثال (Example) به همراه معنی :

stenography = a fast way of writing in which you use special signs or short forms of words : تند نویسی، مختصر نویسی

geography = the study of the countries, oceans, rivers, mountains, cities etc of the world : جغرافی، علم جغرافیا

ideogram = a written sign, for example in Chinese, that represents an idea or thing rather than the sound of a word : تجسم و نمایش عقاید و افکار و اجسام با تصویر

توضیحات پسوند ography و ogram:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی روش نوشتن ی اضبط کردن، نگاری، نویسی می باشد.

 

۵)پسوند ology- و logy-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

The study of something, especually something scientific

مثال (Example) به همراه معنی :

geology = the study of rocks and the Earth : دانش زمین شناسی

climatology = the study of climate : آب و هوای شناسی، اقلیم شناسی

Egyptology = the study of ancient Egypt : مصرشناسی

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

The things studided by a perticular science

مثال (Example) به همراه معنی :

the geology = structure of the rocks etc : زمین شناسی

توضیحات پسوند ology و logy:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی شناسی می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی دانش یک علم می باشد.

 

۶)پسوند ological-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives]

مثال (Example) به همراه معنی :

psychological problem = relating to the way that your mind works : عملیات روانی، مربوط به روانشناسی

 

پسوند ologically:

تعریف (Definition) :

[in adverbs]

مثال (Example) به همراه معنی :

geologically interesting = with respect to geology : از لحاظ زمین شناسی

توضیحات پسوند ological:

پسوندیست که تولید صفت و قید می کند.

 

۷)پسوند ologist- و logist-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

A person who studies or has knowledge of a particular kind of science

مثال (Example) به همراه معنی :

a biologist = someone who studies or works in biology : زیست شناس

توضیحات پسوند ologist و logist:

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی شناس می باشد.

 

۸)پسوند ometer-:

تعریف (Definition) :

[in nouns]

An instrument for measuring something

مثال (Example) به همراه معنی :

a speedometer = an instrument in a vehicle that shows how fast it is going : سرعت سنج

توضیحات پسوند ometer: 

پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی سنجه، سنجش گر، سنج می باشد.

 

۹)پسوند onomy-:

تعریف (Definition) :

Knowledge of

مثال (Example) به همراه معنی :

astronomy = the scientific study of the stars and planets : اخترشناسی، علم هیئت، علم نجوم

توضیحات پسوند onomy:

ریشه شناسی انگلیسی
پسوند onomy به معنای دانش

پسوند onomy در  آموزش واژگان انگلیسی  پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی دانش، شناسی می باشد.

 

۱۰)پسوند or-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

Someone who does something or is doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

an actor = someone who acts : بازیگر، هنرپیشه

an inventor = someone who has invented something, or whose job is to invent things : مخترع

a translator = someone who changes writing into a different language : مترجم

تعریف (Definition) لغات انگلیسی :

۲٫[in nouns]

Someone that does something

مثال (Example) به همراه معنی :

a calculator = a machine which calculates : ماشین حساب

a word processor = computer software or small computer that you use for writing letters and other documents : کلمه پرداز

توضیحات پسوند or:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی کننده، انجام دهنده، گر می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت، چگونگی می باشد.

 

۱۱)پسوند ory-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

A place or thing that is used for doing something

مثال (Example) به همراه معنی :

an observatory = a special building from which scientists watch the moon, stars, weather etc : رصد خانه

تعریف (Definition) :

۲٫[in adjectives]

Describes something that does a particular thing

مثال (Example) به همراه معنی :

an explanatory note = giving information about something or describing how something works, in order to make it easier to underestand : توضیحی، شرحی، بیانگر

a congratulatory telegram = that congratulates someone : تهنیت آمیز

توضیحات پسوند ory:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی محل، جا می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید صفت می کند و به معنی وابسته به، دارای خاصیت بخصوص می باشد.

 

۱۲)پسوند osis- و oses-:

تعریف (Definition) :

۱٫[in nouns]

A diseased condition

مثال (Example) به همراه معنی :

Silicosis = a lung disease : (پزشکی – بیماری ریوی ناشی از دمزنی زیاد دز کان سیلیکا) سیلیکوز

Neuroses = medical conditions that affect the mind : (روان شناسی) روان رنجوری

تعریف (Definition) :

۲٫[in nouns]

A condition or process

مثال (Example) به همراه معنی :

a metamorphosis = change from one state to another : تغییر شکل، دگرگونی، دگردیسی

توضیحات پسوند osis و oses:

۱٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت بیمارگونه یا نا بهنجار می باشد.

۲٫پسوندیست که تولید اسم می کند و به معنی حالت، وضع، کنش، عمل می باشد.

 

۱۳)پسوند otic-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives]

مثال (Example) به همراه معنی :

neurotic = relating to or affected by neurosis : دچار اختلال عصبی، عصبی

otically

تعریف (Definition) :

[in adverbs]

مثال (Example) به همراه معنی :

neurotically = in a neurotic manner : وابسته به روان رنجوری یا تباهی

توضیحات پسوند otic:

پسوندیست که تولید قید و صفت می کند.

 

۱۴)پسوند ous-:

تعریف (Definition) :

[in adjectives]

Describes something that has a particular quality

مثال (Example) به همراه معنی :

dangerous = full of danger : خطرناک، پرخطر

portenous = with a lot of space : جادار

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.